معرفی: آیت‌الله طالقانی در سال 1325 به درخواست اداره تبلیغات وقت، مجموعه مطالبی را برای رادیو ارسال کرد که در قالب سلسله برنامه‌هایی از 19 بهمن 1325 تا 4 تیر 1326 از این رسانه پخش شد. این مطالب توسط گوینده رادیو خوانده می‌شدند و طالقانی متن آن‌ها را بعدا در قالب کتاب «گفتارها» نیز منتشر کرد. این برنامه‌ها در روزگاری پخش می‌شد که عموم متشرعین و روحانیان استفاده از رادیو را دارای اشکال می‌دانستند. مطلب حاضر متن یکی از این برنامه‌هاست که در سوم فروردین 1326 منتشر شده است. آیت‌الله طالقانی در این مطلب، به مناسبت عید نوروز، به تغییراتی که در سبک زندگی و فرهنگ مردم ایران با ورود اسلام ایجاد شد، اشاره کرده است. او عید نوروز را یکی از رسوم حسنه ایران باستان برمی‌شمرد که اسلام سنت‌های پسندیدۀ آن را حفظ و رسوم ناپسندش را حذف کرد.
تاریخ ایجاد اثر: 1326/01/03
منبع مورد استفاده: کتاب گفتارها در زمینه دین؛ اجتماع؛ اخلاق؛ فلسفه؛ تربیت، سید محمود طالقانی، بی جا، بی نا، بی تا، صص 44 تا 46.
متن

 سلسله سخنرانی‌های رادیویی؛ عید نوروز

شب دوشنبه سوم فروردین

اسلام عادات و رسوم ملل را به رنگ توحيد و فضیلت درآورد. 

خداوند در این سال نو، ما را در پناه عنایت و رحمت خود دارد و این فصل جدیدی که برای ما باز شده، گشایش درهای سعادت ما قرار دهد. و ما را به استفاده از سرمایۀ عمر و مقاومت در برابر خوهای زشت و عادات ناشایست موفق دارد و اختلاف و بدبینی را یک‌سره از میان ما بردارد.

عید نوروز از عیدهای مخصوص و باستانی ایران است که دین مقدس اسلام آن را محترم دانسته و وسيلۀ توجه به هدف عالی اسلام که خدا پرستی و توحید است قرارداده.

دین اسلام در هر جا که نفوذ کرد شرك و عادات زشت و رسوم جاهلیت را از میان برد و رسم‌های خوب و عادات مفيد را باقی گذارد و آن را به رنگ دین یعنی توحید و تقوی و فضيلت درآورد. 

و آثار عتيقۀ دوره‌های تاریخی ایران را که نمایندۀ روحیه و افكار هر زمانی است، در موزۀ ایران دقت نمایید و خوب متوجه می‌شوید که افکار و عادات ایرانی‌ها قبل از اسلام چگونه بوده و بعد به چه صورتی در آمده؟! در آثار قبل از اسلام اولاً شاهکاری‌هایی که نمایندۀ ذوق فوق‌العاده باشد چندان نمی‌بینید و دیگر آن‌که بیشتر آثار قبل از اسلام آلات جنگی مانند شمشیر و سپر و نیزه و یا آلات زینت است. ولی وقتی به تالارهای آثار بعد از اسلام وارد می‌شوید در آن آثار، رونق و ابتکارهای مخصوصی می‌نگرید و خوب مشاهده می‌کنید که ایرانی‌ها دارای روح تازه و معنویت خاصی شده‌اند. ذوق‌ها به کار افتاده و هوش‎ها به جنبش آمده. ولی نه تنها ذوق و قریحه است، بلکه در خلال آن نور ایمان و خداپرستی تجلی مخصوصی دارد! شمشیرهای قیمتی است ولی در صفحه و دستۀ آن آیات قدرت و قهر نقشه بسته، کاشی‌ها و ظروف پر بهاست ولی اسماء‌الله، در آن با خطوط مخصوص نوشته شده. سردرها و کتیبه‌ها به آيات قرآن تزیین شده. از همۀ این‌ها معلوم می‌شود جنگ و صلح و ذوق و قریحه همه به نام خدا و به رنگ تقوی درآمده و دیگر آداب و عادات و رسوم خوب ایران هم که پس از اسلام باقی مانده به صورت بهتر و عالی‌تری درآمده.

عید نوروز ایران قبل از اسلام روز هديه و قدردانی از خدمت‌گذاران به دولت بود. پادشاهان به امرا و لشگریان و کشوریان انعام‌ها می‌دادند و از آن‌ها تفدها می‌کردند و محبوسین را آزاد می‌نمودند و نسبت به بعضی مجرمین تخفیف می‌دادند و کدورت‌های خانوادگی به صلح و آشتی تبدیل می‌شد. اغنيا انفاق‌ها می‌کردند و به فقرا و زیردستان رسیدگی می‌نمودند. این‌ها همه آثار خوب این روز بود که اولیاء دینی از این اعمال تمجید کردند، حتی در احادیث‌های ما وارد شده که بعضی از ائمۀ شیعه علیهم السلام از طرف خلفا در این عید می‌نشستند و از بزرگان ایران پذیرایی می‌کردند و نسبت به آن‌ها نفقد می‌فرمودند. حدیثی از امام جعفر صادق عليه السلام است که فرمود نوروز عیدیست که عرب آن را ضایع گذاشت و فارسیان آن را زنده کردند. 

از طرف دیگر در این عید ایرانیان در برابر آتش نیایش می‌کردند و طبقات دهاقین و رعیت‌ها به پادشاهان سجده می‌نمودند. از بعضی درخت‌ها یا آفتاب و ماه طلب خوشی و سعادت می‌کردند ودفع بلا و مصائب را از آن‌ها می‌طلبیدند. این‌ها رسوم بد و عادات زشت بود که اسلام برداشت و دستور داد به مبدأ مقتدر و توانای عالم در این روز متوجه شوند و از او خیر و سعادت بطلبند و در هنگام تحویل، نماز بخوانند و دعایی بخواند که مضمونش چنین است: و ای پروردگاری که تغيير دل‌ها و بینش‌ها به دست تو است. ای خداوندی که سال و احوال را به صورت و حال تازه در می‌آوری. حال ما را نيك گردان و ما را بهتر از آنچه که هستیم نما. 

چه اولیاء تربیت اسلام به حد کامل مراقب هدف توحيد و خدا پرستی بودند و همه عادات و عواطف مردم را بدان سو متوجه می‌نمودند و حقیقت عید را آن روزی می‌دانستند که مردم و ملل دنیا همه يك خدا را عبادت کنند و زمین را معبد بزرك خدا بدانند و همیشه دست قدرتی که این عالم بی‌پایان را می‌گرداند در خلال شب و روز و تغيير فصول به بیننده و همۀ جهانیان با رأفت و مهربانی یکدیگر را برای نزدیکی به این دربار بزرگ كمك نمایند و هر روز را روز جدیدی بدانند و هر ساعت خود را در زندگانی نوی بنگرند.

برادران و خواهران مسلمان و ایرانی! از سال گذشته چنین روزی تا امروز ما همه اهل زمین به وسیلۀ این سیاره یا ستارۀ کوچک زمین، در این فضای بیکران هزارها فرسخ مسافت پیموده‌ایم. به بعضی منظومه‌های شمسی و مملکت‌های بزرگ خدا نزديك شده‌ایم و از بعضی دور شده‌ایم و از سرحدات بزرگی گذشته‌ایم و در اطراف دریای نور آفتاب یک دوره سیر نموده‌ایم. اینك به سر منزل سال گذشته وارد شده‌ایم و از امروز دو مرتبه به سیر خود در پروازیم. هر يك از ما چند مرتبۀ دیگر با کرۀ زمین این عوالم را سیر نماییم خدا می‌داند. ولی نکته اینجا است که این همه مسافت‌ها را پیمودیم و از همه جا بی‌خبریم. در سفریم ولی افسرده و دل مرده‌ایم. چون گرفتار اوهام و خیالات خود می‌باشیم و در زندان شهوات و افکار خود مبتلا هستیم و سرگرم سود و زیان جزئی خودیم و از سود و زیان‌ها و مناظر گوناگون خلقت و سیر سریع زندگانی غافليم؟! فقط گاهی متوجه سیر و حرکت جهان می‌شویم. که آثاری در زندگانی ما ظاهر می‌شود. گاهی می‌نگریم که به آفتاب نزديك شديم. میوه‌ها و غله‌های ما رسیده و از کشتۀ خود بهره‌مند شده‌ایم. و زرع خود را می‌درويم. گاه آثار پاییز نمایان می‌شود از آفتاب کم کم دور می‌شویم. قیافۀ موجودات از دوری نور افسرده می‌گردد. رنگ برگ‌ها زرد می‌شود. دنبال آن زمستان با برف و بوران و سرما به سر ما می‌تازد و همۀ زندگان از ترس سرما و هيبت غضبناك طبیعت به زیر زمین‌ها و بن غارها و درون ساختمان‌ها پناهنده می‌شوند و از شدت برودت به آتش متوسل می‌گردند. چون کار سخت شد و سرما تاخت و تاز خود را نمود، در مرتبۀ لطف حق تجدید می‌شود و عنایت نور بازگشت می‌نماید. زمین خود را به برج حمل می‌رساند. شب و روز متساوی می‌گردد و دست قدرت روپوش برف و یخ را بر می‌چیند، گیاه‌های افسرده را از خواب بیدار می‌کنند. اشعۀ شمس به نمایندگی پروردگار از آنها نوازش می‌نماید وحله سبز به قامت درختان می‌پوشاند. آهنگ و غلغلۀ حيات در کوه و هامون می‌پیچد. نوای تسبیح از نسیم هوا  و زمزمۀ مرغان و اهتزاز طبیعت بلند می‌شود. نوباوگان حيات از میان شکوفه سر بر آورده به روی انسان می‌خندند و با نان لذت صبر و مقاومت را می‌فهمانند. حشرات و زنبور عسل به اطراف گل‌ها می‌گردند و قصیدۀ سمی و عمل می‌خوانند، خلاصه همۀ طبیعت به انسان درس صبر و کوشش وجود و بخشش و حق‌پرستی و نشاط می‌آموزد. اما افرادی از انسان در تاریکی روح و اندوه خود افسرده‌اند. گل‌ها و گیاه‌ها به پشتیبانی پروردگار از زیر توده‌های خاك و گل سر بیرون می‌آورند و جمال خود را ظاهر می‌سازند. انسان هم باید خود را جزئی از این عالم بداند و جمال حقیقی خود را از زیر خروارها عادات و تقلیدهای ناروا بیرون آورده و نمایان سازد. 

به چهره شدن چون پری کی توانی      به اخلاق ماننده شو مر پری را

درخت تو گر بار دانش بیارد               به زیر آوری چرخ نیلوفری را

شما هم ای مردمان مسلمان و با عاطفۀ ایرانی که خداوندان مکنت و ثروت می‌باشید. از این عالم مقابل خود درس جود و بخشش و خداپرستی بیاموزید. مستمندان را نوازش کنید. برهنگان را بپوشانید به لباس‌های فاخر خود و خانوادۀ خود و به بوی غذاهای لذيذتان دل بیچارگان را به درد می‌آورید. و درد دل آنها را برنیانگيزيد و متوجه اطراف و همسایه و خویشاوند باشید. همان ميول و عواطف که شما دارید، آنها و اطفال معصوم آنها هم دارند. سوختن جمعی که در يك مملکت زندگی می‌کنند به آتش فقر و مستغرق بودن جمعی دیگر در هر گونه نعمت، آثار شومی در بر دارد.

خداوند به همۀ شما توفيق وظیفه‌شناسی و انجام عمل نيك عنایت کند و همه را در پناه خود بدارد.

//پایان متن

پی‌دی‌اف

کتاب گفتارها در زمینه دین؛ اجتماع؛ اخلاق؛ فلسفه؛ تربیت، سید محمود طالقانی، بی جا، بی نا، بی تا، صص 44 تا 46.

نسخه صوتی

این محتوا فاقد نسخه صوتی است.

نسخه ویدئویی

این محتوا فاقد نسخه ویدئویی است.

گالری تصاویر

این محتوا فاقد گالری تصاویر است.
 
 
 
 

دیدگاه‌تان را بنویسید

اگر در رابطه با محتوای فوق اطلاعات تکمیلی دارید، از طریق کادر زیر با کتابخانه «طالقانی و زمانه‌ما» در میان بگذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *