معرفی: متن حاضر تفسیر آیات 8 تا 14 سوره النازعات به قلم آیت‌الله طالقانی است که در جلد پنجم کتاب «پرتوی از قرآن» آمده است. در این بخش، طالقانی به توصیف وضع انسان در هنگامۀ قیامت و حشر می‌پردازد و همچنین آهنگ این آیات در خدمت این توصیفات و آن وضع پر تنش می‌داند. تفسیر آیات این سوره دسته‌بندی شده، به هم پیوسته‌اند و آیت‌الله طالقانی در پایان هر بخشی را به بخش بعد پیوند زده است. این جلد از این مجموعۀ شش جلدی، تفسیر بخش نخست جزء سی‌ام، از سورۀ نبأ تا سورۀ طارق را در برمی‌گیرد. تفسیر جزء سی‌ام پس از جزء اول قرآن کریم و در مدت حبس در زندان قصر به نگارش درآمده و پس از آزادی مؤلف، توسط وی در سال 1346 ویرایش و منتشر شده است. لازم است یادآور شویم کتاب‌های «پرتوی از قرآن» از مهمترین آثار آیت‌الله طالقانی است. او راه رهایی مسلمانان از تفرقه و نیز راه رستگاری انسان را در ناملایمات و گمراهی‌های عصر مدرن بازگشت به قرآن کریم می‌دانست. بنابراین پس از سال‌ها تفسیر شفاهی قرآن بر منبر و در جلسات مختلف، از سال 1341 تصمیم گرفت یک مجموعه تفسیر را به رشته تحریر درآورده و منتشر کند.
تاریخ ایجاد اثر: 1346
منبع مورد استفاده: کتاب پرتوی از قرآن، جلد پنجم، (جلد ششم مجموعه آثار آیت‌الله طالقانی)، سید محمود طالقانی، تهران: شرکت سهامی انتشار، مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی، چاپ اول 1398، صص 128 تا 131.
متن

پرتوی از قرآن، جلد پنجم؛ تفسیر سورۀ النازعات، آیات 8 تا 14

 

«قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ» ‎(٨)‏

«أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ» ‎(٩)‏

«يَقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ» ‎(١٠)‏

«أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَةً» ‎(١١)‏

«قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ» ‎(١٢)‏

«فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ» ‎(١٣)‏

«فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ» ‎(١٤)

 

دل‌هايى در اين روز تپنده است. ‎(٨)‏

ديدگانشان هراسناك و فرو خفته است. (٩)‏

مي‌گويند آيا ما به راه در گذشته برگردانده مي‌شويم؟ (١0)

آيا آن‌گاه كه استخوانى پوسيده باشيم؟ (١١)‏

گويند اين برگشت، اكنون بازگشتى زيان بخش است. (١٢)‏

پس همانا آن يك تكان و راندن است. ‎(١٣)‏

پس ناگهان آنها به سرزمين هشيار بيدار درآيند. (١٤)

شرح لغات:

واجفة، از وجف: هراسان شد، اسب به شتاب رفت.

حافرة، از حفر: زمين را گود كرد، در راه پايش اثر گذاشت، به وضع اول راهى كه پيموده بود برگشت. حافرة، به معنای محفورة مانند: «راضيه» به معنای مرضيه.

نخرة، صفت از نخر: صدا را كشيد، باد به بينى افكند، چيزى را سوراخ كرد.

زجرة، از زجر: او را از كارى بازداشت، راند، به سختى تكان داد.

ساهرة: هشيار، بيدار، روى زمين. بيابان پهناور را از اين جهت ساهره گويند كه راهرو يا گمشده در بيابان بايد هشيار و بيدار باشد.

 

«قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ»: نكره آمدن قلوب، دلالت بر صفت خاصى دارد: قلوب بسيارى، كفر پيشه، منكر، سخت، نينديشنده در چنين روزى كه عالَم ناگهان متزلزل و دگرگون مي‌شود، از جا كنده می‌شود و به تپش در مى‌آيد.

«أَبْصارُها خاشِعَةٌ»: ديدگان اين دل‌های تپنده خاشع، هراسناک و فرو آمده است.

«يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ»: ظاهر اين است كه جملة حاليّه، يا وصفيّه براى قلوب، و خبر از آيندۀ مقارن با «يَوْمَ تَرْجُفُ» باشد: در چنين هنگام‌ه‏اى كه زمين به شدت مي‌لرزد و قيامت ظهور می‌‏نمايد، مردم يا نفوس برانگيخته شده با دل‌هايى كه می‌‏تپد و چشم‌هايى كه ترس گرفته و خاضع شده، با تحيّر و بهت‌‏زده مي‌گويند: آيا به راه زندگى گذشته يا گورى كه از آن برانگيخته شده‏‌ايم برمی‌‏گرديم؟! بعد از آنكه استخوان‌هاى پوسيده بوديم؟ اين بازگشت چه سودى دارد؟ سراسر زيان است.

بنابراين معنا، گفتارى كه قرآن از آن حكايت مي‌كند، بيان تحيّر و بهت‌‏زدگى نفوس در آغاز تحوّل جهان و ظهور قيامت است.

و اگر چنانكه مفسرين گويند: فاعل يقولون، منكران زمان نزول قرآن باشد، آيه، جملۀ خبري‌ه‏اى جداى از آيات گذشته و گفتار كفار و منكران به لحن تعجب و استهزاست: آيا مي‌شود كه به گذرگاه گذشته برگرديم؟ آن‌هم بعد از آنكه استخوان‌هاى پوسيده شديم كه هوا در ميان آن مى‌‏پيچيد؟ قرآن در جواب اين تعجب و استهزا می‌‏گوید:

«فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَة»: اين واقعه و حادثۀ قيامت چنين نيست كه با استخوان‌هاى پوسيده، برانگيخته و به گذشته برگردانده شوند، بلكه يک حركت و تكان انگيزنده و ناگهانى بيش نيست. ضمير «هى» راجع به «كرّة» يا به «واقعة» و «حادثة» و مانند آن است، كه از بيان كلام استفاده مي‌شود. بنا بر اينكه آيات سابق «أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ ...»

نقل گفتار برانگيخته شدگان حيرت زده باشد، نه كفار زمان. اين آيه، خبر از دير نپایيدن حالت تحيّر آنان پس از بعث (نفخۀ اول) است: طول زمان و به هم پيوستن استخوان در ميان نيست، بلكه با يک تكان و حركت، عالم آنان و خودشان متحوّل مي‌گردند، مانند تحوّل از رحم به دنيا. بنا بر اينكه آيات قبل نقل سخن انكارى و استهزايى منكران باشد، اين آيه جواب انكار و استبعاد آنها مي‌باشد.

«فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَة»: اين نام و وصف براى سرزمين محشر فقط در اين آيه آمده است. از مقارنۀ اين آيه با آيات ديگرى كه راجع به توصيف سرزمين قيامت و حشر است، معلوم مي‌شود عالم و سرزمين محشر يكسره جدا و غير مرتبط به زمين دنيا نيست، همين زمين است كه مبدّل و دگرگون مي‌گردد، امتداد مى‌‏يابد، درخشان مي‌شود: «يَوْمَ تُبَدَّلُ الارْضُ غَيْرَ الارْضِ[1]، إِذَا الاَرْضُ مُدَّتْ [2]، وَ أَشْرَقَتِ الارْضُ بِنُورِ رَبِّها»[3]. همين زمين سراسر در تصرف كامل قدرت فاعلى و ربوبى درمی‌آید: «وَ الارْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ»[4]. و با ارادۀ خاص ربوبى و تابش نور آن، آثار طولانى حيات و تصرّفات انسان از زمين بروز مى‏‌نمايد و همۀ زمين هشيار و گويا مي‌گردد (چنانكه به وسيلۀ تابش نور و تحريك خاص صورت‌ها و صوت‌ها از عكس‌ها و خطوط متمثّل و منعكس مي‌شود): «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»[5]. تعبير و توصيف خاص اين آيه: به «الساهرة» گويا اشاره به همۀ اين حقايق و اوصاف است: زمين امتداد و تبدّل يافته، درخشان، گويا، زنده، هشيار.

از آيۀ اول تا اين آيه «فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ»، آيات پيوسته و متوالى و با امواج شديد و سريع و كوتاه، و ايقاعات و رَوِی‌هاى (حروف آخر) خاصى آمده، چنانكه تا حد بسيارى (گرچه معانى لغات و كلمات براى شنونده مفهوم و معلوم نباشد) آهنگ آيات، رسانندۀ مقصود و نمايانندۀ محيط و جوّى سراسر حركت و تموّج و تشعشع می‌باشد.[6] تموّج و ضربات پنج آيۀ اول شديدتر و سريع‌تر است. از آيۀ ششم طول آيات بيشتر و لحن و حركت آن آرام‌تر مي‌گردد، مانند حركت و موجى كه از اعماق دريا، يا هوا به شدت انگيخته و انتزاع شده: «والنازعات ...»، و هر چه پيش مي‌رود و طول موج بيشتر و ضربات آن آرام‌تر می‌‏گردد تا به كنار افق، يا ساحل می‌رسد: «يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ... ».

سبک و آهنگ و حروف آخر آيات بعد كه بيان حكايت تاريخى است، به‌صورت ديگر درآمده، و به طور كلى تا آخر سوره، چنان‌كه با اندک تأمل مشهود است، به مقياس تغيير مطالب، آهنگ و طول و روى (آخر) آيات تغيير می‌‏يابد:

//پایان متن

[1] روزى كه تبديل شود اين زمين، به غير اين زمين. (ابراهیم (14)، 48).

[2] آن‌گاه كه زمين امتداد يابد. (انشقاق (84)، 3).

[3] درخشان شد زمين (پس از نفخ صور) به نور پروردگارش. (زمر (39)، 69).

[4] روز قيامت زمين همگى در قبضة او است. (همان، 67).

[5] در اين روز زمين خبرهاى خود را حديث مي‌كند. (زلزال (99)، 4).

[6] تغيير آهنگ و نغمه و تمثيل در بهتر و كامل‌تر نماياندن محيط و جو منظور و جذب اذهان و عواطف و انديشه‌‏ها به سوى آن است، گرچه اين‌گونه هنر بسى پيش رفته و به صورت قواعدى درآمده ولى چون معلول قدرت ايقاع و تمثيل و مربوط به درک و شعور مي‌باشد، با هيچ تعريفى تحديد نمی‌شود و با هيچ قوانين و ضوابطى كاملاً ضبط و تطبيق نمی‌گردد. (مؤلّف).

پی‌دی‌اف

کتاب پرتوی از قرآن، جلد پنجم، (جلد ششم مجموعه آثار آیت‌الله طالقانی)، سید محمود طالقانی، تهران: شرکت سهامی انتشار، مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی، چاپ اول 1398، صص 128 تا 131.

نسخه صوتی

این محتوا فاقد نسخه صوتی است.

نسخه ویدئویی

این محتوا فاقد نسخه ویدئویی است.

گالری تصاویر

این محتوا فاقد گالری تصاویر است.
 
 
 
 

دیدگاه‌تان را بنویسید

اگر در رابطه با محتوای فوق اطلاعات تکمیلی دارید، از طریق کادر زیر با کتابخانه «طالقانی و زمانه‌ما» در میان بگذارید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *