تأکید طالقانی به اهمیت اندیشیدن دربارۀ مسئلۀ فلسطین

آیت‌الله طالقانی در سخنانی که دربارۀ مسئلۀ فلسطین در ۲۵ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در دانشگاه تهران مطرح کرد، پس از تفسیر آیات ابتدایی سوره اسراء، به تحلیل مسائل فلسطین و آیندۀ آن پرداخت. طالقانی اندیشیدن به مسئله مسجدالاقصی و مردم فلسطین را وظیفه هر خداپرستی اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی توصیف می کند، چرا که امروز صهیونیسم این مکان مقدس را تنها در تصرف خود می خواهد.

سخنرانی در مؤتمر اسلامی بیت‌المقدس (۱۳۴۰)

وحدت مسلمانان و همکاری میان ملت‌های مسلمان از موضوعات مورد توجه و تأکید آیت‌الله طالقانی بود. همین امر باعث شد که او در برخی از کنفرانس‌های اسلامی شرکت کند. دورۀ سوم کنفرانس «المؤتمر الاسلامی العالم» که در شهر بیت‌المقدس و در دی ماه ۱۳۴۰ (برابر با رجب ۱۳۸۱ قمری) برگزار شد، از جمله آن کنفرانس‌ها بود. طالقانی که در این نشست ریاست هیأت ایرانی را بر عهده داشت، به تاریخ پانزدهم دی ماه ۱۳۴۰ سخنرانی‌ای در آن انجام داد.
چند ماه بعد از حضور طالقانی در کنفرانس اسلامی بیت‌المقدس و در شهریور ۱۳۴۱ متن آن سخنرانی توسط علی‌اکبر تشیّد در کتاب «الذریعه انموزج» به چاپ رسید.
طالقانی سخنرانی خود را با حمد و ستایش پروردگار و درود بر پیغمبر اسلام آغاز کرده و با ذکر آیاتی قرآن اهمیت و ارزش مؤتمر اسلامی را یادآور شده است. در نهایت، نیز به نمایندگی از ملت ایران آرزوی اتحاد مسلمانان برای احقاق حقوق خود از دشمنان را کرد.
همچنین، خود طالقانی گزارشی از این کنگره در قالب یک مقاله با عنوان «متفکرین اسلام گرد هم می‌آیند» به چاپ رسانده که ذیل عنوان «شرکت در کنفرانس اسلامی بیت‌المقدس (۱۳۴۰)» در این کتابخانه آرشیو شده است.

شرکت در کنفرانس اسلامی بیت‌المقدس (۱۳۴۰)

وحدت مسلمانان و همکاری میان ملت‌های مسلمان از موضوعات مورد توجه و تأکید آیت‌الله طالقانی بود. همین امر باعث شد که او در برخی از کنفرانس‌های اسلامی شرکت کند. دورۀ سوم کنفرانس «المؤتمر الاسلامی العالم» که در شهر بیت‌المقدس و در دی ماه ۱۳۴۰ (برابر با رجب ۱۳۸۱ قمری) برگزار شد، از جمله آن کنفرانس‌ها بود.
طالقانی در این مقاله که با عنوان «متفکرین اسلام گرد هم می‌آیند» در فروردین ۱۳۴۱ در سالنامه معارف جعفری به چاپ رسیده، گزارشی از حضور خود در این کنفرانس را که از یازدهم دی ماه ۱۳۴۰ شروع می‌شود، ارائه داده است. او در ابتدا ضرورت تشکیل کنگره‌های اسلامی را در شرایط خاص زمان خود توضیح و سپس تاریخچۀ اجمالی «المؤتمر الاسلامی العالم» و «المؤتمر الاسلامی» و «المؤتمر العالم الاسلامی» را شرح داده است. در نهایت هم قطعنامه و نتایج دورۀ سوم مؤتمر اسلامی را در این مقاله آورده است.
همچنین، پیش از این نیز طالقانی در سال ۱۳۳۸ در کنفرانس اسلامی دیگری در شهر بیت‌المقدس حضور به هم رسانیده بود و گزارشی از آن کنفرانس را نیز در قالب مقاله‌ای با عنوان «مؤتمر اسلامی» منتشر کرده بود.

طبایع‌الاستبداد کواکبی

در مقالۀ حاضر آیت‌الله طالقانی در سال ۱۳۳۹، خلاصه‌ای از کتاب طبایع‌الاستبداد نوشتۀ عبدالرحمان کواکبی را که شرحی است از ویژگی‌های استبداد و فرد مستبد ارائه کرده است. همچنین، ایشان کتاب دیگری از کواکبی را به نام «ام‌القری» معرفی کرده است.

کواکبی و مؤتمر اسلامی

آیت‌الله طالقانی در این مقاله که در سال ۱۳۳۹ نوشته‌اند، زندگی‌نامه‌ای از عبدالرحمان کواکبی که ایده‌پرداز تشکیل کنگره‌های عمومی اسلامی بوده، ارائه کرده و اقدامات مهم او را شرح داده است.

شرکت در کنفرانس اسلامی بیت‌المقدس (۱۳۳۸)

وحدت مسلمانان و همکاری میان ملت‌های مسلمان از موضوعات مورد توجه و تأکید آیت‌الله طالقانی بود. همین امر باعث شد که او در برخی کنفرانس‌های اسلامی شرکت کند. دورۀ دوم کنفرانس «المؤتمر الاسلامی العالم» که در شهر بیت‌المقدس و در زمستان ۱۳۳۸ (برابر با رجب ۱۳۷۹ قمری) برگزار شد، از جمله آن کنفرانس‌ها بود.
طالقانی در این مقاله که با عنوان «مؤتمر اسلامی» در اردیبهشت ۱۳۳۹ در نشریۀ مجموعه حکمت به چاپ رسیده، گزارشی از حضور خود در این کنفرانس را ارائه داده است. او در این مقاله دربارۀ اساس و ریشه تشکیل مؤتمر اسلامی توضیح داده و با استناد به سورۀ شوری، ایده شورای اسلامی را مطرح کرده است. طالقانی در مقاله‌اش ویژگی افرادی که صلاحیت حضور در این شورا را دارند، نیز بر‌شمرده و علت فراموش شدن چنین اصل مهمی در تاریخ اسلام را شرح داده است. از دید طالقانی متفکرانی چون اسدآبادی، عبده و کواکبی در احیای این اصل نقش اساسی داشته‌اند.
همچنین، طالقانی دو سال بعد یعنی در زمستان ۱۳۴۰ در سومین دورۀ این کنفرانس اسلامی نیز شرکت کرده و گزارش آن را نیز در قالب مقاله‌ای با عنوان «متفکرین اسلام گرد هم می‌آیند» منتشر می‌کند.

استقبال از نواب صفوی

آیت‌الله طالقانی از بدو تأسیس جمعیت فداییان اسلام با آنها ارتباط داشت. البته این ارتباط به دلیل نزدیکی سیاسی-عقیدتی نبود بلکه بر مبنای دو وجه اشتراک مخالفت حکومت مستقر و گرایش به اسلام بود.
آیت‌الله طالقانی در اوایل سال ۱۳۳۳ هنگام بازگشت نواب از سفر مصر که به دعوت جنبش‌های اسلامی مخالف صهیونیسم انجام شده بود، در فرودگاه مهرآباد به استقبال او رفت.
همچنین، پس از ترور حسین علا نخست وزیر وقت توسط فداییان اسلام، آیت‌الله طالقانی علی‌رغم مخاطرات فراوان، به تعدادی از اعضای این گروه که توسط دولت تحت تعقیب قرار گرفته بودند و به دنبال پناهگاهی بودند، به مدت پنج روز پناه داد. پناه دادن به نواب صفوی و همراهانش باز هم به معنای تأیید آنها نبود بلکه به دلیل حمایت از مبارزان با حکومت و نیز ارشاد آنها بود. به علاوه، آیت‌الله طالقانی در دادگاهی که به صدور حکم اعدام برای نواب صفوی منتهی شد، حضور داشت.