لاکپشتی در دخمه
آیتالله طالقانی در این مقاله که در سال ۱۳۳۸ منتشر شده است، توصیفی از دیدار خود از مقبرۀ معاویه میدهد و دربارۀ سرنوشت و عاقبت او تحلیلی ارائه میکند.
آیتالله طالقانی در این مقاله که در سال ۱۳۳۸ منتشر شده است، توصیفی از دیدار خود از مقبرۀ معاویه میدهد و دربارۀ سرنوشت و عاقبت او تحلیلی ارائه میکند.
آیتالله طالقانی این مقاله را در مرداد ماه سال ۱۳۳۸ در مجلۀ مجموعه حکمت منتشر کرده و در آن طبیعت، غریزه و فطرت را سه عامل تغییر، نظم و یا فساد در جهان دانسته است. از نظر او، انسان برای آن که از سیطرۀ وضع طبیعی و غریزی خود فراتر برود، باید به فطرتش متوسل شود. فطرت، عقل استعدادی است که در مقابل عقل اکتسابی قرار دارد. طالقانی در این مقاله بیان میکند که فطرت نخستین ظهور عقل، مبدأ ادراکات و نیز فصل ممیز انسان است.
این متن، مقالهای از آیتالله طالقانی است که در خرداد ۱۳۳۸ در نشریۀ مجموعۀ حکمت به چاپ رسیده است. او در این مقاله با تشریح پیچیدگیهای بدن انسان از مسئولیتی که انسان در مقابل این دستگاه پیچیده دارد، سخن میگوید.
البته، آیتالله طالقانی این محتوا را پیش از این، در جلسۀ چهارم از سلسله سخنرانیهای رادیویی خود در سال ۱۳۲۵ ایراد و بعدتر نیز متن آن سخنرانی را بدون هیچ تغییری در سال ۱۳۲۸ در مجلۀ آیین اسلام منتشر کرده بود. اما این متن، اصلاح شدۀ آن محتواست که او در سال ۱۳۳۸ در مجموعۀ حکمت بازنشر داده است.
متن حاضر، مقاله آیت طالقانی است که در اردیبهشت ماه ۱۳۳۸ در مجلۀ مجموعه حکمت به چاپ رسیده است. طالقانی در این مقاله، دین را بیان هدف عالی زندگی و وابستگی انسان با محیط و عمل بر اساس نتیجه و مسئولیت برمیشمارد. او تأکید دارد که مکتبهای علمی تا کنون تنها توانستهاند طبیعت را مسخر کنند ولی هدف عالی زندگی را به دست نیاوردهاند. اما مکاتب دینی و به خصوص مکتب اسلام بر مبنای وحی برنامۀ حیات را تنظیم و رابطۀ عمل و نتیجۀ آن را روشن میکند.
آیتالله طالقانی در سال ۱۳۳۸، در نشریۀ مکتب تشیع این مقاله را نوشتهاند. از دید ایشان تربیت به تدریج افزودن و برتر آوردن است. انسان سه مبدأ درونی دارد. لذت و شهوت که مبدأ آن در اعضای سافله است؛ برتریجویی که مبدأ آن قلب است و شهرتخواهی که مبدأ آن مغز است. در محیط انسانی نیز محرکهای این سه مبدأ وجود دارد. انسانی که به یکی از این سه مبدأ محکوم باشد، به همان نوع انسان تبدیل میشود. یعنی انسان شهوانی و مالطلب، انسان اشرافی و انسان متفکر. باز در محیط خارج هم متناسب با آنها، سه نوع حکومت وجود دارد: حکومت سرمایهداری و شهوت، حکومت نظامی و اشرافیت، حکومت حق و عدالت. اما مبادی درونی انسان زمانی به مقصود از خلقت خود میرسند که در جای خود باشند و از حد تجاوز نکنند. محیط، عامل تعادل یا به هم خوردن تعادل این مبادی است. بنابراین، تربیت همان ایجاد محیط است. گرچه برای مبدأ شهوانی نیاز به مبدأ نیست اما برای تقویت مبدأ عقلی به محیط مناسب بسیار نیاز است. قرآن دستورات جامعی برای تربیت در خود دارد. بر اساس، آیۀ ۱۷۷ سورۀ بقره، مقصود از دین تربیت مردمی است که مبدأ عقلی آنها چنان برومند است که علت فاعلی و غایی، نظامات جهان و اصول وظایف را بشناسند.
آیتالله طالقانی این مقاله را در بهمن ۱۳۲۸ در مجلۀ مسلمین منتشر و در آن علل و ریشههای پیدایش فلسفه مادی را بررسی کرده است. او حکومت شهوات و غرائز حیوانی، قدرتهای ناحق و غیرقانونی و عکسالعمل دستگاهها و مظاهر دین را به عنوان سه علت اصلی پیدایش فلسفۀ مادی عنوان میکند.
آیتالله طالقانی در این مقاله که سال ۱۳۲۸ در مجلۀ مسلمین منتشر شده است، با بررسی تاریخ ادیان این نکته را مطرح میکند که اگر امروز مردم جهان نسبت به دین بدبین هستند، علت آن جنایتها و سوءاستفادههایی است که دستگاههای دینی به خصوص مسیحیت در گذشته مرتکب شدند. مردم در غرب با کنار گذاشتن دین توانستند پیشرفت کنند و بقیۀ مردم جهان به خصوص در شرق، تقلید از این رویه را در پیش گرفتند اما موفق نبودند.
این متن، مقالهای به قلم آیتالله طالقانی به مناسبت تولد امام حسین (ع) است که در خرداد ماه ۱۳۲۸ در مجلۀ آیین اسلام منتشر شده است. آیتالله طالقانی در این مقاله ضمن اشاره به تربیت الهی امام حسین (ع) توسط پیامبر اسلام، حضرت فاطمه (س) و امام علی (ع) مرور مختصری به زندگی امام حسین (ع) دارند و اشاره میکند که امام حسین (ع) سومین کسی از مبدأ خانۀ خدا قیام خود را آغاز میکنند و این امام را قائد مسلمانان میخوانند.
آیتالله طالقانی در سخنرانیای که متن آن در مجلۀ نور دانش منتشر شده، دربارۀ ویژگیها و رخدادهای دورههای پنجم و ششم که از آخرین دورههای سیر تاریخی اسلام هستند و دورۀ پراکندگی و انحطاط مسلمانان است، نوشته و شرایط مسلمانان را در این دوران وصف کرده است.
این متن مقالهای است از آیتالله طالقانی شمارۀ ششم هفتهنامه نور دانش در آبان ماه ۱۳۲۶ منتشر شده است. طالقانی در این مقاله از اعدامها و قتلعامهایی که نمایندگان مسیح و یهودیان در طول تاریخ انجام دادند، سخن گفته و این فجایع را درس عبرتی برای دستگاههای دینی مسلمان برشمرده است.
لازم به ذکر است که در کتاب منارهای در کویر دربارۀ این مقاله چنین توضیح داده شده است: «این مقاله که دنباله سیر تاریخ ادیان و جزء سخنرانیهای رادیویی است در رادیوی آن زمان قرائت نشد و بدین جهت در مجلۀ نور دانش درج گردید.»
آیتالله طالقانی در سال ۱۳۲۵ به درخواست اداره تبلیغات وقت، مجموعه مطالبی را برای رادیو ارسال کرد که در قالب سلسلسه برنامههایی از ۱۹ بهمن ۱۳۲۵ تا ۴ تیر ۱۳۲۶ از این رسانه پخش شد. این مطالب توسط گوینده رادیو خوانده میشدند و طالقانی متن آنها را بعدا در قالب کتاب «گفتارها» نیز منتشر کرد. این برنامهها در روزگاری پخش میشد که عموم متشرعین و روحانیان استفاده از رادیو را دارای اشکال میدانستند.
طالقانی در ده جلسه از مجموع جلسات این برنامهها، به بحث درباره تعلیم و تربیت در اسلام پرداخته است که این مطالب بعدها در برخی نشریات مانند آیین اسلام نیز بازنشر شدهاند. او در جلسه نخست بحث خود را با صحبت از نسبت موضوع تربیت با قوای درونی انسانها آغاز میکند و در دومین جلسه که بخشی از آن به مناسبت ولادت پیامبر اسلام به طرح ضرورت مسئله وحدت اختصاص مییابد، از نقش محیط بر تربیت انسانها میگوید. طالقانی در سومین جلسه مسأله تربیت قوای درونی انسان بر اساس اصول قرآنی را مورد بررسی قرار میده دو در جلسات بعدی با استناد به یافتههای علمی و بهرهگیری از زبان تمثیل، مکانیسم دفاعی بدن در مقابل آفات و سموم را تشریح میکند و با تأکید بر نقش ایمان در انجام عمل، به واکاوی این امر میپردازد که چرا انسان علیرغم داشتن علم به مضرات عملی، به انجام آن گرایش دارد. تاکید او در این بحث، ضرر اعمالی همچون مصرف الکل، مواد مخدر و قمار بر بدن انسان و جامعه با استناد به آیات قرآن و برخی از پژوهشهای علمی است.
لازم به ذکر است که جلسۀ چهارم این سلسله سخنرانی با عنوان «مسئولیت برای حفظ جسم» در یکی از شمارههای سال ششم نشریۀ آیین اسلام در خرداد ماه ۱۳۲۸ نیز منتشر شده است.
پس از تسلط فرقۀ دموکرات بر آذربایجان در سال ۱۳۲۴، حکومت خودمختاری آذربایجان به منطقۀ زنجان هم تسلط یافت. با این حال، در زنجان مقاومتهایی در مقابل قشون غلامیحیی دانشیان یکی از سازماندهندگان نیروی نظامی فرقۀ دموکرات موسوم به فداییها، از جمله توسط محمود ذوالفقاری از خوانین منطقۀ زنجان صورت گرفت. در نهایت، با ورود ارتش در آذر ماه ۱۳۲۵ این حکومت سقوط کرد. اما قبل از تبریز، این زنجان بود که دوباره به دست حکومت مرکزی افتاد. آیتالله طالقانی به درخواست نشریۀ آیین اسلام، در همان آذر ماه به زنجان رفت و گزارش زیر را دربارۀ وضعیت این منطقه پس از خروج نیروهای فرقۀ دموکرات تهیه کرد.
نشریۀ آیین اسلام در شمارۀ مسلسل ۱۴۱ از سال سوم خود که در تاریخی بین ۷ آذر ۱۳۲۵ تا ۲۲ آذر ۱۳۲۵ منتشر شده است، این گزارش را منتشر کرده است.